|
|
به ... ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!
تركه و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه ميگذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ميبينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم
تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم!
تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش!
تركه خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده!
يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده! نوشته شده در روزیکشنبه 28 مرداد1386ساعت6:31 PMتوسط یاروزمين ميخوره، براي اينكه سه نشه تا خونه سينه خيز ميره
يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه
یارو ميخواسته زيردريايي آمريكاييا تو خليج فارس رو غرق كنه، در ميزنه فرار ميكنه
تركه ميخواسته بره هر چي راهزنه اطراف تبريزه دهنشون رو سرويس كنه. ملت هم ميان هر كي يه چيزي براش ميارن، يكي شمشير مياره يكي خنجر مياره و حسابي مسلحش ميكنن. خلاصه تركه راه ميفته و بعد از يك هفته خونين و مالين برميگرده. مردم دورش جمع ميشن، ميپرسند: چي شد؟ چي كار كردي؟ تركه پاميشه يا حال زار ميگه: بابا يه دستم شمشير بود يه دستم خنجر، با دندونام ميجنگيدم؟!
به یارو ميگن سه تا ميوه نام ببركه با سين شروع بشه ميگه: سيب، سير، سحر! ميگن: سحر كه ميوه نيست؟! ميگه: نميدوني چه هلوييه!
تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره!
تركه با ماشين ميره تو دره، بهش ميگن: چي شد بابا؟ چرا افتادي تو دره؟ ميگه: والله ما داشتيم تو جاده با ماشين ميرفتيم، هي جاده پيچيد، من پيچيدم، دوباره جاده پيچيد، باز من پيچيدم، يهو جاده پيچيد، من نپيچيدم!
نوشته شده در روزچهارشنبه 24 مرداد1386ساعت8:31 PMتوسط یارو به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟! تركه ميگه: بابا من كه راضيم، ننم هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش
یارو ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن
طرف ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره طرف مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كار طرف اين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده با خودش ميگه: اين بابا كه مشتري پايس... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم، يك پول خوبي هم شب جمعهاي بزنيم به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه رديف ميكنه. شنبه اول صبح طرف مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله كه داريم، خوبشم داريم! طرف ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهارمش به ما بده!
پرچم عربستان رو به یارو نشون ميدن، ازش ميپرسن: اين پرچم كجاست؟ یارو يوخده فكر ميكنه، ميگه: پرچم اسپانيا! ملت جا ميخورن، ميگن: آخه چرا اسپانيا؟! یارو ميگه: ايلده خودتون نگاه كنيد، روش نوشته: الالهلالهلالا!
یارو كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!
یارو صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم
يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد!
از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه! نوشته شده در روزیکشنبه 21 مرداد1386ساعت4:56 PMتوسط سره سفره عقد عروس بله نمي گفته. داماد يكم فكر ميكنه و با صدای بلند می گه: عمو زنجير باف ---------------------- می گن مردهاي مجرد کمتر از مردهاي متاهل عمر مي کنند. اما مردهاي متاهل بسيار بيشتر از مردهاي مجرد آرزوي مرگ ميکنن! ------------------------ یه روز یه کور وارد آشپز خانه می شه دستش می خوره به رنده میگه این چرت و پرتا چیه اینجا نوشتند --------------------- یه بنده خدایی :آقا اين همسايه مون ساعت 2 نصفه شب هي با مشت ميكوبيد به ديوار خونمون! دوستش:عجب آدم هاي مردم آزاري پيدا ميشن.حتماً نذاشتن بخوابي؟ همون بنده خدا میگه:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شيپور تمرين مي كردم ----------------------------------- یه مورچه روی دستته ، فرض کن مورچه جوراب پاشه و جورابش یه سوراخ داره ، دلم برات قد سوراخ جوراب مورچه تنگ شده ------------------------ برگرفته از : http://smsoff.mihanblog.com نوشته شده در روزیکشنبه 31 تیر1386ساعت10:37 AMتوسط مردي در مسابقه اطلاعات عمومي شرکت کردهاست و سعي در بردن آن دارد . او نمي تواند به سوال جواب دهد . حالا او با خجالت از دانشجويان تماشاگر درخواست کمک ميکند. خوب! حضار بايد به دادش برسند . اين بار هم شرکت کننده درمانده تقاضاي فرصت ميکند . در اين جاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف ميدهد . بهتر است اول جوابها را مطالعه کنيد : 2-کلاه پاناما در اکوادور توليد مي شود . 3انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته مي شود . 4اسم شاه جرج، آلبرت بوده که بعد از رسيدن به مقام پادشاهي به جرج تغيير نام داد . 5-توله سگ، اسم لاتين آن Insularia Canaria است که يعني جزاير توله سگ . نوشته شده در روزچهارشنبه 27 تیر1386ساعت11:52 AMتوسط |